|
رز
|
رنگ چشمهاي تو بارونو به يادم مياره
وقتي نيستي زندگي فرقي با زندون نداره
قهر تو تلخي زندونو به يادم مياره
من نيازم تورو هر روز ديدنه
از لبت دوستت دارم شنيدنه
تو بزرگي مثل اون لحظه که بارون ميزنه
تو همون خوني که هر لحظه تو رگهاي منه
تو مثل خواب گل سرخي لطيفي مثل خواب
من همونم که اگه بي تو باشه جون ميکنه
من نيازم تورو هر روز ديدنه
از لبت دوستت دارم شنيدنه

گفتم:به نظر شما عشق يعني چي؟
گفت : عشق يعني پاك ترين احساس و زيباترين رنگ دل عاشق
گفتم : پس چرا تموم عاشقا هميشه دلتنگ و غمگين هستند ؟
گفت : عشق و غم با هم مونسند و از هم جدا نمي شوند
گفتم : كي به تو اجازه داد كه كسي رو دوست داشته باشي ؟
گفت : كار من نيست ، كار عشقه !
گفتم : اصلا مگه تو مي فهمي عشق يعني چي ؟
گفت : فقط مي دونم بدون عشق نمي تونم زنده باشم !
گفتم : حالا اون كيه كه اينقدر دوسش داري ؟
گفت : يعني تو نمي دوني ؟!
گفتم : اگه يه روزي بذاره بره ، چي كار مي كني ؟
گفت : مي ميرم ، ديوونه مي شم ، آواره ي بيابون مي شم !
گفتم : آيا اون هم دوستت داره ؟
گفت : آره ، اما مهم اينه كه من دوستش دارم ، همين كافي نيست ؟
گفتم : توي خواب و خيال ، اوني رو كه دوست داري رو هم مي بيني ؟
گفت : اون تموم خواب و خيال و زندگي منه !
گفتم : خوش به حالش اي كاش من به جاي اون بودم !
گفت : خوش به حال من كه ديوونه ي اون شدم
گفتم : خودش مي دونه كه اينقدر دوستش داري ؟
گفت : از نگاهم و اشك هام مي خونه
گفتم : وقتي دلت براش تنگ ميشه چي كار مي كني ؟
گفت : مي سوزم ، پرپر مي شم ، ديوونه مي شم و اشك مي ريزم
گفتم : وقتي ازش دوري چي كار مي كني ؟
گفت : ياد حرفاش مي افتم و گريه مي كنم تا دلم خالي بشه
گفتم : نظرت راجع به اون چيه ؟
گفت : خيلي پاكه ! چشم و دلش مثل شبنم زلال و نگاهش مثل دريا پاكه
گفتم : توي فكر و خيالت اونو به چي تشبيه مي كني ؟
گفت : به آسمون چون خيلي پاك و زيبا و بزرگه
گفتم : زيباترين يادگاري به نظرت چي مي تونه باشه ؟
گفت : عشق و يك نگاه عاشقانه ، زيباترين يادگاريه
گفتم : دلت مي خواد چي بهش بگي ؟
گفت : مي خوام بگم دوسش دارم تا آخرين نفس
گفتم : واي سوالام تموم شد و سوال كم آوردم !
گفت : اما من يه عالمه حرف نگفته دارم كه اگه بگم تموم صفحات دنيا پر ميشه .

چرا هر کسي رو دوست داري،تورو دوست نداره
نميدم حتي به کس تلخي حرفهاي تورو
دلاي دريايي شونو به رخ من ميکشن
نميدم به هيچکدوم يه موج درياي تورو
تا يادم نرفته يک بار ديگه واست بگم
من نميدم به کسي تا عمر دارم جاي تورو

امروز تصميم گرفتم بر خلاف پستهاي قبلي بيام و با شما حرف بزنم و همينطور تشکر کنم از همه دوستاني که با نظرات و انتقاداتشون منو راهنمايي ميکنن.
امروز از آنروزهايي ست که دلم گرفته خيلي دلتنگم![]()
چند روزي از فصل پاييز ميگذره،ميدونين پاييزو خيلي دوست دارم ،ريزش برگها ،قدم زدن رو برگها زير بارون....
ولي اينبار پاييز يه جور ديگه ست پاييزو تنها شروع کردم همه جا دلگيره،هر جا ميرم بيقرارم؛انگار وقتي رفت قلبمو با خودش برد ديگه آروم و قرار ندارم. ![]()
دلم ميخواد گريه کنم،دلم ميخواد از نامهربونيها شکايت کنم.
دلم ميخواد بارون باره،زير بارون انتظارت رنگ تازه يي داره منم عاشقترم انگار وقتي بارون ميباره.
دلم ميخواد تا هميشه عاشقش بمونم.
***********
دوستتون دارم و براتون پاييزي شاد در کنار عشقتون آرزو ميکنم.
فعلا" باي![]()
باز آ که خلوت دل من آشيان توست
در راه در خانه هر سو نشان توست
با چلچراغ ياد تو نوراني ام هنوز
پنداشتي که نور تو خاموش ميشود؟
پنداشتي که رفتي و ياد گذشته مرد؟
نه اي اميد من!
هر جا به هر زمان در خاطر مني
رفتي اما هرگز ترا از ياد نمي برم
هر عشقی میمیرد
خاموشی میگیرد
عشق تو نمیمیرد
باور کن بعد از تو دیگری
در قلبم جایت را نمیگیرد
چقدر سخته انتظار
چقدر سخته ثانيه ها رو شمردن
چقدر سخته منتظر موندن کسي
که به يادت نيست![]()
دوستام ميگن بيخيال شو ولي مگه ميتونم
دوستت دارم و بازم به انتظار ميمونم


دريا را دوست دارم به خاطر امواجش
گل را دوست دارم به خاطر شكو فه هايش
تو را دوست دارم ...
من هم به جمع شما پيوستم
لطفا" با نظرات خود منو در بهتر کردن وبلاگ راهنمايي کنيد.![]()