|
رز
|



دل بی روح جنس آهنت را دوست دارم
خطوط در هم پیراهنت را دوست دارم
نگاه با همه بیگانه ات را دوست دارم
غرور سرکش دیوانه ات را دوست دارم
دوست دارم
تن سوزان مثل آتشت را دوست دارم
بهاری و من آن عطر خوشت را دوست دارم
به هر لحظه کنارم بودنت را دوست دارم
تماشائی تو هستی دیدنت را دوست دارم
دوست دارم
بي تو طوفان زده ي دشت جنونم بي تو من در همه ي شهر غريبم بي من از کوچه گذر کردي و رفتي بي من از شهر سفر کردي و رفتي بي تو کس نشنود از اين بشکسته صدايي برنخيزد دگر از،مرغک پر بسته نوايي تو همه بود و نبودي،تو همه شعر و سرودي چه گريزي ز بر من،که ز کويت نگريزم گر بميرم ز غم دل،با تو هرگز نستيزم من و يک لحظه جدايي،نتوانم نتوانم بي تو من زنده نمانم 