|
رز
|
بي تو طوفان زده ي دشت جنونم بي تو من در همه ي شهر غريبم بي من از کوچه گذر کردي و رفتي بي من از شهر سفر کردي و رفتي بي تو کس نشنود از اين بشکسته صدايي برنخيزد دگر از،مرغک پر بسته نوايي تو همه بود و نبودي،تو همه شعر و سرودي چه گريزي ز بر من،که ز کويت نگريزم گر بميرم ز غم دل،با تو هرگز نستيزم من و يک لحظه جدايي،نتوانم نتوانم بي تو من زنده نمانم 